ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده... - تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 4:26
سفر تمام شد.... دلم فکه است بین رمل ها و داغ ِ غریبی اش، نگاهم بغض دارد و دنبالِ اروند است، ....تمام شد اما سیر نشدم... خودم نیَم که خودم در شلمچه جا ماندست.... خودم یک کنج ِ دنج ِ هویزه نشسته است... مرا خوانده ای که اشک هایم بی امان شده اند... مرا خوانده ای و گریه هایم برای سرگردانی و گمراهی خودم ا
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند... - تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 4:26
+ تهران گوگولی و خلوتی و دلچسبی گوگولی ترش، ابتکارات شهرداری و هوای مطبوع... دلتان می آید تهران ِ دوست داشتنی ِ خلوت ِ زیبا را ول کنید و بروید مثلا شمال؟ چند ساعت در ترافیک بمانید و از سرما یخ بزنید و برای هر چیزی در صف و ازدحام باشید؟ همه جا شلوغ و رزرو شده، نتوانی یک زیرانداز روی چمن یا ساحل پهن ک
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن....من لی غیرک... - تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 4:26
رجب بر ما مبارک است ... رجب را دوست دارم، یک جور ِ دلنشینی می نشیند کنج ِ دلِ آدم و نیش هایمان را باز و مشتی نگه می دارد.. ایستگاه ِ صلواتی ِ عاشقی!! اسم ِ برازنده ای ست برای این ماه ِ ناب... در سحرهای دلنشینش، دلشوره هایت را بسپاری به باد و خلاص....همه ات می شود او..دستش را بر قلبت می کشد و آرام می